تاخیر در بروز رسانی مرا خواهید بخشید بزرگترین بهانه سفر به قونیه و شر کت در مراسم بزرگداشت مولانا بود سفری سرد و سخت همراه با شیرینی های شگرف و دوست داشتنی
با چند رباعی قدیمی بروز می کنم امید که قبول افتد:
حالا که یقین است زنم خواهی شد
مانند لباس بر تنم خواهی شد
سر بسته بگویمت که ایمان دارم
یک روز وبال گردنم خواهی شد
--------
بشکوه تر از آنکه ترا زن خوانم
زیباتر از آنکه وصله تن خوانم
آنقدر فرشته ای که... اصلا بنویس:
باید که تو را وبال گردن خوانم